#برای مهدی اخوان ثالث و هجرت غمگينش:

خرید بک لینک




در آن صبحدم خاک آلود مغموم،
در کشاکش موریانه وار مردمان،
فصل گرم تهی میشد از درون...
صبحدم،سپید و سبکبال بر شهر می گسترد.
پشت کاج ها،تصویر برج،قلب آسمان را می شکافت.
همچنان امیدوار،
دست مرد پیر نوازش میداد جای خالی خیال روی تخت را...
نوای گنجشک،بیداد پاییز بود.
اینچنین بی روح،
سایه ها سر در پی هم می گذاردند.
آمدنی در کار نبود در آن صبحدم منقوش با عصیان کلاغ ها...


#مازیار ناصری
22 آگوست 2016

دل نوشته...

ما را در سایت دل نوشته دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 135 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:40

صفحه بندی