شبی مست در کنجی
زنگی،
شماره ی خاصی؛
و تنها یک جمله :
منم احسان!
و بعد چند بوق که میگفت :
تلفنت را رد کرده.
و این ماجرای شبی بود که من فکر میکردم می توانست بهترین شب بین این همه بدبختی این چند مدتم باشد .
ا.م
دل نوشته...ما را در سایت دل نوشته دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 133